مقدمه
اگرچه ریموند جان چمبرز (Raymond John Chambers) تاثیری شگرف بر دانش حسابداری قرن بیستم داشته،اما تئوری او مورد قبول همگان قرار نگرفته است. اصرار و پافشاری او در استفاده از روشهای منطقی در تحقیق، نمونه­ای از یک محقق واقعی بود. تالیفات اولیه او تاثیر زیادی بر فرایند تحقیق برجای گذاشت و نقد او از وضع موجود منجربه مباحثات زیادی شد.
در تالیفات چمبرز، حسابداری، فرایند کشف حقایق مرتبط با وقایع اقتصادی تعریف شده است. وی معتقد بود که حسابداری با سایر علوم تجربی تفاوتی ندارد و کشف حقایق منوط به «واقعیات قابل مشاهده» است. زندگی و کار چمبرز بر این عقاید استوار بود. او معتقد بود استفاده از دو اصل«منطق» و «دقت» که در سایر علوم استفاده ‌شده، در نهایت منجربه دستیابی به مبنایی قابل اتکا از اطلا‌عات مالی مورد نیاز تصمیمگیری مطلوب خواهد گردید. چمبرز زمانی وارد دنیای حسابداری شد که حسابداری فاقد اصول محکم و جدی بود و تمامی امور، بی‌پایه و اساس و مصلحتی انجام می‌شد. او درصدد برآمد به این اوضاع سروسامان بخشد و توجه همگان را به این اصل طلا‌یی جلب کند که جامعه حسابداری نیازمند اصول محکم است و تلا‌ش کرد ثابت کند این اصول چه هستند و درنهایت یک تئوری حسابداری جامع را ارائه کرد. بعضی ادعا کرده‌اند که کار او کاملترین و نظری‌ترین اثر در تاریخ حسابداری است (1898 Gaffikin)، ولی بسیاری هم این ادعا را رد کرده‌اند؛ مانند گراینایر (1992 Grinyer).  آنچه مسلم است اینکه مدل حسابداری پیشنهادی چمبرز مقبولیت عامه نیافت. اگرچه کار چمبرز از جنبه نظری بی‌نقص است ولی اینکه چرا مورد پذیرش عام قرار نگرفته است جای بحث و بررسی دارد و عواملی که باعث پذیرفته نشدن این نظریه شده است از جمله عوامل رفتاری، سیاسی، فلسفی و اجتماعی، باید مورد بررسی قرار گیرند.